او نیامده بود که دل بدهد

او نیامده بود که دل بدهد
دل ببرد
از سر بازیگوشی
به شکستن قلکی می امد


#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۲)

چشمانم تا به تو میرسند دستانم حسودی میکننددلم اما لبخند رضا...

چه عالی

دستم را بگیر که بر زمین افتاده راطعنه کجا یاری کند #امیرعلی...

با وزشی از پا افتادیمو این شکستنه از سستی زمین است و نه از ...

به دنیا نیامده ایم کهچوب قضاوت به دست بگیریمو سر هر راه و بی...

باز هم مرغ دلم بر سر کوی حسین میزند چه چه با یاد بین الحرمین...

به ما نیامده ابری در آسمان باشیمبه فکر بارش باران در این خزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط