لبانم

لبانم
طعم بوسه هایت را از یاد برده
تلخ تلخ اَند
کامم تیر مےکشد
بَسکه با بُغض سیگار را مَکید
و
دودَش را مهمان ناخوانده ے
ریه هایم کرده
که نفس را بر آنها تنگ آورده
و
ترک خورده تخم چشمانم
از بارش تَگرگ اشکهایم
بعد از آخرین بوسه
خو کرده ام به این خود آزاری.....
دیدگاه ها (۴)

من شکستن را نمی دانم....اما هر کس از کنارم گذشت،شکستن را خوب...

از حال من می پرسی؟نفس میکشم،تابه جای مرده ها خاکم نکننداینگو...

دلم به هماننیم نگاهت خوش بودتو همان را از من گرفتیچرا؟؟من زن...

مَــــــــــنمَـــــن نیستم دردمرنجم مـــــن ضرب آهنگ هقِ هق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط