می‌خندد

می‌خندد
و من متقاعد می‌شوم
جهان در فنجانی قهوه ڪنار
ڪسی ڪه دوستش دارے
خلاصہ‌ می‌شود.
دیدگاه ها (۱)

هر آدمی توی دلش، يه آتشفشان خاموش داره، تا يه روزی ڪه نمی‌دو...

هیچوقت نذار تنها بمونمنبودنات رو طولانی نکننذار چند روز بگذر...

ریشه ام در بهار است وُبرڪَ هایم در پاییز.نه سبز میشومنه زرد....

نمی دانم چراهمیشه آن ها ڪه می روند عزیزتر می شوندآن ها ڪه دو...

هر چقدر بیشتر در ڪنار تو هستم بیشتر عاشقت مے شومتو قلبے لطیف...

خیلی‌وقت بودڪسی اینجوری به دلم ننشسته‌ بودو ڪسی را اینجوریتح...

چو لب به خنده گشاید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط