My‌ little marshmallow

My‌ little marshmallow
∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆
p13

دستام رو گذاشتم دو طرف صورتش و لباش رو بوسیدم

ته: بدو برو فقط سریع بیا باشه؟

کوک: باشه

در ماشین رو باز کردم و از رو پاهاش بلند شدم و رفتم تو خونه کسی تو خونه نبود.

رفتم تو اتاقم لباسای مدرسه رو درآوردم و یه شلوار گشاد طوسی و یه هودی لانگ طوسی پوشیدم
موهام رو درست کردم و یکم لیپگلاس زدم و گوشیمو برداشتم و رفتم از خونه بیرون.
رفتم نزدیک ماشین درو باز کردم نشستم تو ماشین که دوبارهههههه برم درد گرفت.

ته بدون هیچ حرفی حرکت کرد
جلوی یه داروخونه پارک کرد از ماشین خارج شد.
منم همینجوری موندم رو صندلی با همون سردرد سگی.
بعد چند دقیقه اومد
نشست تو ماشین و منو بلند کرد و گذاشت رو پاش
یکی از قرصا رو از جاش درآورد و گفت

ته: بیب عاااا کن

خندیدم و گفتم

کوک: عااا

قرص رو گذاشت تو دهنم و بطری آب رو داد بهم . یکم آب خوردم و بطری آب رو دادم بهش . سرم رو گذاشت رو سینش و شروع کرد به نوازش کردن(حسودیم شد🗿)بعد چند دقیقه‌ای خوابم برد......
...
...
...
...
با حس خیس شدن لبام از خواب بیدار شدم دیدم تهیونگ داره بوسم می‌کنه
ته یه نگاه بهم انداخت و خندید فکر کنم چون قرمز شده بودم

ته: اوممم چه لبای خوشمزه ای،بیب الان بهتری؟جوری که من دیدم سرت خیلی درد میکرد.

کوک:آره سرم خوب ش.... وایسا من چقد خوابیدم ؟

ته: خب خوبه . یه ۱ ساعتی خوابیدی منم نفسم رو وقتی خوابه به مدت یک ساعت تماشا کردم.
میدونی خیلی خوردنی میشی وقتی خوابی؟

∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆
دیدگاه ها (۰)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p11رفتم داخل مدرس...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p9یکم حرف زدیم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط