پارت هشتم
پارت هشتم
...................................
دلم میخواد بهش اعطراف کنم که دوسش دارم .....ولی فکر نکنم این عشق دو طرفه باشه
دلمو زدم به دریا دوباره رفتم توی اتاق
دازای : چویا.....
چویا : بله؟
دازای : میخوام یچی بهت بگم.......
چویا : باوشه.....میشنوم بگو
دازای : من.....من.....
چویا : بگو جون به لبم کردی
دازای : چویا من.....
چویا : تو چی؟
دازای : من دوست دارم چویا * سرخ شدید شدن*
چویا : ها؟* هنگ کردن*
دازای : من دوست دارم
چویا : د....دازای ..... تو واقعا دیوونه ای * خندید *
با خندش ترسیدم نکنه اون دوسم نداره وای نه چرا گفتمممم
چویا : منم دوست دارم * سرخ شدن *
دازای : واقعااااااا * ذوق *
چویا : اره ^^
محکم بغلش کردم و چلوندمش
دازای :چیبیکو کوچولوی کیوت گوگولی نانازچچیبیییی * گفتن کلی لقب ...... *
چویا : هومممم دلم میخواد بزنمت ولی دلم نمیاد
دازای : هوممممم
.............................
من از اوناییم که زود طرفو بهم میرسونن 🗿😎
...................................
دلم میخواد بهش اعطراف کنم که دوسش دارم .....ولی فکر نکنم این عشق دو طرفه باشه
دلمو زدم به دریا دوباره رفتم توی اتاق
دازای : چویا.....
چویا : بله؟
دازای : میخوام یچی بهت بگم.......
چویا : باوشه.....میشنوم بگو
دازای : من.....من.....
چویا : بگو جون به لبم کردی
دازای : چویا من.....
چویا : تو چی؟
دازای : من دوست دارم چویا * سرخ شدید شدن*
چویا : ها؟* هنگ کردن*
دازای : من دوست دارم
چویا : د....دازای ..... تو واقعا دیوونه ای * خندید *
با خندش ترسیدم نکنه اون دوسم نداره وای نه چرا گفتمممم
چویا : منم دوست دارم * سرخ شدن *
دازای : واقعااااااا * ذوق *
چویا : اره ^^
محکم بغلش کردم و چلوندمش
دازای :چیبیکو کوچولوی کیوت گوگولی نانازچچیبیییی * گفتن کلی لقب ...... *
چویا : هومممم دلم میخواد بزنمت ولی دلم نمیاد
دازای : هوممممم
.............................
من از اوناییم که زود طرفو بهم میرسونن 🗿😎
- ۲۴۹
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط