💗

💗
سایه ات سنگین شده چون رفته ام ازیادتو
بیقرارت مانده ام، با آن همه بیداد تو

بی وفایی می کنی، گویا فراموشت شده
تا که شیرین میشدی من میشدم فرهاد تو

توی ایوان می نشستم، روبروی خانه ات
خانه ات آباد بود و، خانه ام آباد تو

حال و روزی داشتم، باکوچه هایت بیوفا
روزگارت شاد بود و، روزگارم شاد تو

بوسه بازی های زلفت، با تمنای نسیم
من تماشا می شدم، در حنجره فریادتو

هرزمان ازمشرق شعرم، نمایان میشدی
با چه شوقی میشدم، صید رخ صیاد تو

گرچه پیر افتاده ام، اما خرابت مانده ام
دیده بر در منتظر، چشم انتظار یاد تو
💘 💔 💖 💘 💔 💖 💘 💔 💖 💘 💔 💖 💘 💔 💖 💘
دیدگاه ها (۱)

💗 کاش......حتی ، یک بار....لابه لای غم دلتنگی,من" تو " گذر م...

💗 تو مثل حادثه ی عشق ناگهان و زیباییشبیه صبح گل سرخ دلفریب ...

جمعه یعنی بار تنهایی به دوشمجمعه یعنی باده در هجرتو نوشمجمعه...

💗 من هستم و دوباره دلی بی قرار تواین کوچه های خسته ی چشم انت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط