دلتنگ

دلتنگ

”انگار پای ثانیه‌ها لنگ می‌شود
وقتی دلی برای دلی تنگ می‌شود“

ساعت به سرعت یک لاکپشت پیر
آرام می‌خرامد و آهنگ می‌شود

برخیز و ره بگیر از این دورة غریب
جایی که فاصله، فرسنگ می‌شود

وقتی دلم برای دلت تنگ می‌شود
حتی دل زمانه هم از سنگ می‌شود

دست از دل سیاه ابر هم کشیده‌ام
وقتی دلت گرفته ببین، ننگ می‌شود

گر تن دهم به فاصله‌ها، ماهی دلم
ناگاه بی‌زبان، طعمة خرچنگ می‌شود

علی_انتظاری
دیدگاه ها (۳)

یکی زیر .....یکی رو ....زیباترین بافتنــی دنیاست...دست هایما...

ﻣﻼﮎ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﻭ ﻗﺪ ﻧﯿﺴﺖﻣﻌﯿﺎﺭ ﺩﻭﺳﺘﯽﺻﺪﺍﻗﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖﺩﺭﺻﻨ...

ای عمر بازرفته نمی آیی از سفر وی بخت خفته، هیچ نداری ز ما خب...

بُزرگ بشیم یکم ..خیلی از اوقات، خیلیا سِنّ شون زیاد میشه،" ک...

بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود:گــاهـی گمان نمی کنی ولی خوب...

جنوب برای ما فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛بوی خاک داغ بعد از غر...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط