چند پارتی

چند پارتی
[فیلیکس]𝚙𝟸
وقتی بغلم کرد اولش تعجب کردم ولی بعدش لبخند زدم. سریع روی صندلی نشستم و میکاپ آرتیست ها مشغول میکاپم شدن.
بعد از تموم شدن کارشون بهم یه لباس حریر مشکی دادن و تکید کردن بدون سوتین بپوشمش
لگ چرمی هم پوشیدم خودمو تو آینه نگاه کردم
بلیز گشاد حریری که تمام بدنمو نشون میداد همین جوری که تو فکر بودم که با صدای استایلیست به خودم اومدم
=برو روی صحنه
سری تکون دادم دادم که صداش مانع رفتنم
=راستی یه پارتنر هم داری
با این که طرف فیلیکس باشه ته دلم لرزید راستش نمیدونم این حس از کیه شروع شده ولی میدونم که فیلیکس منو فقط به عنوان خواهر ناتنیش میبینه
رفتم روی صحنه همه جا تاریک بود که با روشن شدن چراغ ها فیلیکسو کنار خودم دیدم
+ترسیدم
جوابی نداد فقط به بدنم با گیجی نگاه کرد رفت
مرتیکه گاو حداقل میتونست بگه خوشگل شدی
همین جوری توی رویای خودم بودم که یه صدای دلنشینی منو از رویا در اورد
برگشتم سمت صدا که با پسری خوشقیافه قد بلند روبه رو شدم
پوست کاراملی لبای خوشرنگ دماغ ریز چشای ددی طور با موهای مشکی که ریخته بود رو صورتش
×سلام رزا من یونجون هستم... چوی یونجون
جدی اون واقعا یونجونه؟
[دوستان یونجونم اینجا نقش مدل گوچی رو داره]
اونم ۵ سال اینجا مدل بود
+سلام باعث افتخاره که با شما همکاری دارم
لبخندی زدو یکم نزدیک تر اومد
عکاسا اومدن ژستو بهمون گفتن
یونجون پشت سرم ایستاد و یه دستشو روی شکمم گذاشت و یه دست دیگشو روی گردنم
سرمو برگردوندم با دختری که کنار فیلیکس نشسته بود براش عشوه می‌ریخت اخمام تو هم رفت ولی با دیدن چشمای عصبیش فیلیکس همه چی یادم رفت.
تمام ژست هایی که میخاستم رو گرفتیم عکس برداری تموم شد نشستم روی زمین کفشامو در آوردم که
صدای خنده ای توجهو جلب کرد
دختری که خودشو آویزون فیلیکس کرده بود داشت میخندید
+روی آب بخندی دختره‌ی ..‌. عجب
با قیافه اخمو بهش نگاه کردم که لیوانی جلوی صورتم قرار گرفت
×خسته نباشی
+همچنین
×هی باهام راحت باش
سرمو تکون دادم که گوشیشو سمتم گرفت
×میتونم شمارتونو داشته باشم خانم زیبا
به فیلیکس نگاه کردم که با نگاه های وحشیش بهم نگاه می‌کرد به اون چه اصلا اون که خودش هر روز با یه دختره
+بله حتما
گوشیو ازش گرفتم شمارمو براش زدم گوشیو بهش دادم
بلند شودو دستشو دراز کرد تا منو بلند کنه
× امشب وقتت خالیه
با یه لبخند جذاب بهش نگاه کردم
+آره خالیه آدرس و ساعت رو برام اس‌ام‌اس کن
×باشه خودم میام دنبالت بهت زنگ میزنم تا شمارم بیوفته تا بتونی راحت بهم پیام بدی
+باشه(لبخند)
کوتشو برداشت دوباره به سمتم اومد دستاشو به نشونه بغل باز کرد دوستانه بغلم کرد منم متقابل بغلش کردم از هم خدافظی کردیم
شرط پارت بعد.
لایک:𝟷𝟻
دیدگاه ها (۵)

چند پارتی[درخواستی] فیلیکس𝙿𝟹<پرش زمانی خونه>رزا رفت حموماز ح...

سناریو [درخواستی]وقتی تو دعوا بهت میگن تو براشون بازی بودیچا...

سناریووقتی قمار بازی‌رو خودت شرت میبندیچان:الان مستی نمیفهمی...

سناریو وقتی میبینن ا/ت داره سیگار میکشهچان:(سیگارو ازت میگیر...

کیوت ولی خشن پارت ۸کوک تو ذهنش :وقتی خدمتکارم قهومو اورد نشس...

ویو ا /تکه یهو دستش رو گذاشت روی رون پام و فشار داد و گفت بی...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۵۶قشنگیه.. جیمین با لبخند بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط