ژیمناست خاص
ژیمناست خاص
پارت۴
ویو هنوز جیمین
بعد از حدود ۱۰ گپ زدن گریه ی دختره قطع شد که صداشون کردن و دخترا رفتن برای اجرا دیگه مثل قبل ازشون بدم نمیومد مخصوصا اون دختره که لیدر بود
ا.ت ویو
داشتیم با اعضا و بچها گپ می زدیم که یهو مارو صدامون کردن فهمیدم وقتشه با بچها شروع کردیم به آماده شدن
عسل:ا.ت من خیلی می ترسم اگر گند بزنیم چی
ا.ت:بچها آروم باشید و فقط فکر کنید هنوز توی باشگاه خودمونیم
بچها باهم:باشه
ا.ت:آفرین و یادتون نره ما اینجاییم که پرچم کشورمون رو بالا ببریم
(بچها هیچ کدومشون حجاب ندارن )
ویو جیمین
وقتی دیدم که چقدر عالی و راحت داره وضعیت و کنترل می کنه خیلی خوشم اومد ازش وای جیمین چی میگی به خودت بیا پسر ناسلامتی اون. ۱۷ سال ازت کوچیکتره تازشم که داره خودشم ایدول میشه پس اصلا ایده ی خوبی نیست
ویو ا.ت
داشتیم می رفتیم روی سکوی اجرا که یهو جیمین اومد جلومون و گفت
جیمین:بچها نمی دونم راسته یا نه ولی اگر قرار حرکت منو هوسوک هینگو اجرا کنید پس بهم بگید کی جای منه
هوسوک:و کی جای من
من به جیمین شی گفتم که من جای اونم و چند تا از نکته های کلیدی رو بهم گفت و هوسوک هیونگ هم رفت تا به عسل بگه و وقتی که داشتم می رفتم یهو جیمین دستمو گرفت و گفت از من که دیگه حرکتی نمی زنی که گفتم چرا و گفت چه حرکتایی و وقتی که بهش گفتم اونم نکته های اونیکی حرکات رو هم بهم گفت و رفت
پارت۴
ویو هنوز جیمین
بعد از حدود ۱۰ گپ زدن گریه ی دختره قطع شد که صداشون کردن و دخترا رفتن برای اجرا دیگه مثل قبل ازشون بدم نمیومد مخصوصا اون دختره که لیدر بود
ا.ت ویو
داشتیم با اعضا و بچها گپ می زدیم که یهو مارو صدامون کردن فهمیدم وقتشه با بچها شروع کردیم به آماده شدن
عسل:ا.ت من خیلی می ترسم اگر گند بزنیم چی
ا.ت:بچها آروم باشید و فقط فکر کنید هنوز توی باشگاه خودمونیم
بچها باهم:باشه
ا.ت:آفرین و یادتون نره ما اینجاییم که پرچم کشورمون رو بالا ببریم
(بچها هیچ کدومشون حجاب ندارن )
ویو جیمین
وقتی دیدم که چقدر عالی و راحت داره وضعیت و کنترل می کنه خیلی خوشم اومد ازش وای جیمین چی میگی به خودت بیا پسر ناسلامتی اون. ۱۷ سال ازت کوچیکتره تازشم که داره خودشم ایدول میشه پس اصلا ایده ی خوبی نیست
ویو ا.ت
داشتیم می رفتیم روی سکوی اجرا که یهو جیمین اومد جلومون و گفت
جیمین:بچها نمی دونم راسته یا نه ولی اگر قرار حرکت منو هوسوک هینگو اجرا کنید پس بهم بگید کی جای منه
هوسوک:و کی جای من
من به جیمین شی گفتم که من جای اونم و چند تا از نکته های کلیدی رو بهم گفت و هوسوک هیونگ هم رفت تا به عسل بگه و وقتی که داشتم می رفتم یهو جیمین دستمو گرفت و گفت از من که دیگه حرکتی نمی زنی که گفتم چرا و گفت چه حرکتایی و وقتی که بهش گفتم اونم نکته های اونیکی حرکات رو هم بهم گفت و رفت
- ۴۰
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط