زره ز زلف گره گیر بر تن است تو را

زره ز زلف گره گیر بر تن است تو را
به روز رزم چه حاجت به جوشن است تو را
سزاست گر صف ترکان به یکدگر شکنی
که صف شکن مژهٔ لشگر افکن است تو را
توان شناختن از چشم مست کافر تو
که خون ناحق مردم به گردن است تو را
چگونه روز جزا دامنت به دست آرم
که دست خلق دو عالم به دامن است تو را
به دوستی تو با عالمی شدم دشمن
چه دشمنی است ندانم که با من است تو را
دلم شکستی و چشم از دو عالمم بستی
دو زلف پرشکن و چشم پر فن است تو را
به سایهٔ تو خوشم ای همای زرین بال
که بر صنوبر دلها نشیمن است تو را
کجا ز وصل تو قطع نظر توان کردن
که در میان دل و دیده مسکن است تو را
چسان متاع دل و دین مردمان نبری
که چشم کافر و مژگان رهزن است تو را
ز بخت تیره فروغی بدان که دم نزند
که تیره بختی عشاق روشن است تو را
دیدگاه ها (۰)

نگار من چو بر سیمین میان زرین کمر بنددهر آن کاو را ببیند کی ...

برای دیدن مشخصات 👇ble.ir/join/G7A4N6MnFXble.ir/join/G7A4N6Mn...

😊😊😊🤭🤭🤭

🤭🤭🤭🤭🤭🤭

♨️معاون شورای امنیت روسیه: 🔹۹۰ درصد از مبادلات تجاری بین کشو...

ست سویشرت و شلوار مردانه باکسی طرح دار اسپان قهوه ای تیره Polo مدل 51494

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط