بهار من مرا بگذار و بگذر

بهار من مرا بگذار و بگذر
رهایم کن برو دلدار و بگذر
من عادت می کنم اینجا به غمها
مرا پر کن از این اجبار و بگذر…
دیدگاه ها (۳)

حتی دوباره لبخند زدن هم دل میخواهد که من دیگر ندارم !

تو را هرگز آرزو نخواهم کرد، هرگــــــــز … چون محال میشو...

فقط تنهایی.... تنها نشسته ام... چای مینوشم، و بغض می کنم !...

ﺩﻟﻢ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﭼﯿﺴﺖ ؟! ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ...

صدا بزن مرامهم نیست به چه نامیفقط میم مالکیت را آخرش بگذارمی...

دلتنگم ...به خوابم بیا و اینبار کمی از دستهایت را یا گوشه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط