محوی زیبایی او

محوی زیبایی او
پارت ۳

ویو رزا
مدرسه تموم شد و معلم گفته بود که واسه پروژه یه اتاق انتخاب کنیم من یه اتاق خوب پیدا کردم و به معلم گزارش دادم
معلم : اون اتاق عالیه تو تنها دانش اموزی هستی که روز اول اتاق پیدا میکنه همه بعد از یه هفته یه اتاق رو میگن و دیگه به پروژه دقت نمی کنن امیدوارم بهترین پروژه برای گروه ۱ باشه
از دفتر خارج شدم و به حیاط رفتم تا بچه ها رو پیدا کنم
جونگ کوک : بریم زمین بسکتبال ؟
_ باشه ( _ علامت تهیونگ )
+ هی الان باید پروژه رو شروع کنیم
جیمین : بچه خرخون برو پی کارت
+یا میایید یا به زور میبرمتون
_ هوی پاتو بیشتر از گیریمت دراز میکنی
گوش ته رو گرفتم و با خودم کشیدم تا اتاق پروژه ، گوشش رو ول کردم
_ با این کارت گور خودت رو کندی ( اروم و ترسناک )
خیلی ترسناک شده بود زبونم بند اومد چرا یهویی کله گونده شد هر سه تاشون داشت دور میشدن و من پشت ته رو تماشا میکردم قطره های بارون رو صورتم میریخت انقدر ترسناک بود که حواسم نشد بارون داره میاد
.......
برگشتم خونه .....در خونه رو باز کردم با یه صحنه باور نکردنی روبه رو شدم مامانم داشت گریه میکرد

شرط
لایک ۱۰
کامنت ۱۵
بازنشر ۶
دیدگاه ها (۷)

محوی زیبایی او پارت ۲ ویو رزا ( جهش زمانی به ۷ روز بعد )یه ه...

محوی زیبایی او پارت ۱ویو رزا مدرسه قبلیم افتضاح بود و مادرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط