کاش میشد قید خیلی چیزارو همون لحظه زد

کاش میشد قید خیلی چیزارو همون لحظه زد
الان که دارم اینو مینویسم 27 دقیقه گریز کرده از 5 صبح :))
مثلا کاش میشد الان قید نوشتن و زد... ولی نمیشه
چون مغزم پر نمیخوابه :)
یادمه چند روز پیش با یکی از دوستام بحثم شد
به قدری کفری شدم که نیم ساعت میخندیدم
کاش میشد قید این دوستارو همونجا زد
ولی نمیشه ...من باهاش کلی داستان و راز دارم
از خونه همسایمون همیشه صدای دعوا و کتک کاری میاد
کاش میشد قید این زندگیو، همونجا با اولین دادزد... ولی نمیشه
اونا 2 تا بچه کوچیک دارن
کاش میشد وقتی شک ندارید کسی سهمتون نیس قیدشو همونجا زد
ولی نمیشه... پس چشاش چی؟ اون ک هست :)
کاش میدونی وقتی ببینیش زندگیت میریزه بهم
همونجا قید خودشو دیدنشو زد...
ولی نمیشه ،کور که نیستم
کاش وقتی از جلو مغازه سیسمونی فروشی رد میشم
قید 1 ساعت وایسادن اونجارو بزنم
ولی نمیشه... مریضشم اصن
کاش وقتی گل میبینم سر چهارراه شل نشم
قیدشو همونجا بزنم
ولی نمیشه... گلا باهام حرف میزنن
کاش وقتی دعوا میکنیم
همونجا قید غرورمو بزنم
ولی نمیشه... وصله به ریشم
کاش قید این کاش گفتنارو همینجا بزنم
ولی....
نمیشه... :)
کاش همه قید این ضایعات ذهنمو بزنن
دیدگاه ها (۲)

دل پراز وسوسہ ھاے کودکےھے ھے…!

ی جور زندگے کن ک انگار روز اخرتہ…ھہ

ہیچ چیز بدتر از ی قلب سنگے نیست…

منتظرم شبیہ یک اہنگ غمگین قدیمے…در ارشیو رادیو…زنگ بزنبگو ک ...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟕𝟔وقتی ناهار تموم شد بی‌...

وقتی بیماری قلبی داشتی و...¹عضو هشتم و مکنه ی گروه بودی..همه...

I can be myself with himPart⁸⁶ساعت دو نصفه شب بود..تقریبا طر...

I can be myself with himPart¹⁰⁶میا برام لباس اورد و عوض کردم...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

وقتی بدترین دشمن اعصابت شوهرت میشه

KIM V

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط