من سنگ که نیستم، فراموش کنم

من سنگ که نیستم، فراموش کنم
آرام بِایستم فراموش کنم
خندیدن‌مان می‌رود از یاد، ولی
من با تو گریستم؛ فراموش کنم؟
دیدگاه ها (۱)

بی وفاتر از روزگار ندیدم بی تو دارد می گذرد !روزهای خوب چه ز...

خاطرهیک پیراهن خالیستکه اندازه‌ی هیچ‌کس نمی‌شود !باید آویزان...

بعد از رفتنتنسبت به هر چیزی دلهره دارم !به باز شدن در ، زنگ ...

وصال در عشق بس چه دارد حیرانیمن نگویم رسیدم به وصالاما دیده ...

مادر...من خودم را فراموش کنم تو را از دل و فکرم هرگز از یاد ...

من دیوانه‌ی توام، نه از آن دیوانگی‌های ساده… از آن جنس که هر...

از یه نفر شنيدم كه میگفت:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط