بیزارم از این کوچه که یادآور کوچ است،

بیزارم از این کوچه که یادآور کوچ است،
این فاصله را با قدمی سرزده کم کن؛

گفتی دو سه روزی برَوی، زود میایی..
تقویمِ پر از این دو سه روزم، کمکم کن!
دیدگاه ها (۱)

عشق تو مرا از بستر رخوت‌ناکمآزاد می‌کندو از مرگ روزمرهو می‌گ...

بی من خوشیوگرنه از آنِ تو می‌شدمجان می‌سپردم آخر وجان تو می‌...

تو نباشی دلِ ما را ،‏ثَمری نیست ‏که نیست...

من در قمارِ همین علاقه های آسانِ آدمی،گریه ها از دامنِ دریا ...

پدرخوانده پارت : ۳ هوای سئول کم‌کم رو به تاریکی می‌رفت و ناا...

پارت نوزدهمصبح زود بود. رزا توی آشپزخونه چای می‌ریخت که ته‌س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط