‏امروز ظهر ماشین زیر آفتاب پارک بود و منم توش نشسته بودم.

‏امروز ظهر ماشین زیر آفتاب پارک بود و منم توش نشسته بودم. خیلی گرم بود..
فلاسکو برداشتم چایی بریزم.
فلاسک برگشت نگاهم کرد گفت:
ناموسن!؟😑
#طنز
دیدگاه ها (۱۵)

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁸ویو میکا_____صبح هنوز ...

تکپارتی درخواستی#وقتی میگیم یونگی میشه برام عروسک بگیری ؟ 🎀ب...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part15پاشدم و سمت اتاق رفتم که آماده بشمدر کم...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

فیک شوگا پارت هشتم مافیای بیرحم دختر لجباز

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۱ | «همه با هم» ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_88سرشو آروم ماساژ دادم که چش...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

دختر کوچولو بی تی اس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط