کفش کودکي را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ...

کفش کودکي را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ...
آن طرف تر مردی که صید خوبی داشت روی ماسه ها نوشت: دریای سخاوتمند...
جواني غرق شد مادرش نوشت: درياي قاتل ...
پيرمردي مرواريدي صيد كرد ، نوشت: درياي بخشنده...
موجی نوشته ها را شست ...
دریا آرام گفت: به قضاوت دیگران اعتنا نكن اگرمیخواهی دریا باشی!
دیدگاه ها (۱)

کفش کودکي را دريا برد. کودک روي ساحل نوشت: درياي دزد ... آن ...

کفش کودکی را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ... آن...

کفش کودکي را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ...آن ط...

کفش کودکي را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ... آن ...

کفش کودکي را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ... آن ...

کفش کودکي را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ... آن ...

کفش کودکی را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ...آن ط...

کفش کودکی را دریا برد، کودک روی ساحل نوشت : دریای دزد ...؛ آ...

کفش کودکي را دريا برد. کودک روي ساحل نوشت: درياي دزد... آن ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط