کاش!!!!!

کاش!!!!!
دفتر خاطراتم
چراغ جادو بود
تا هروقت از سر دلتنگے
به رویش دست مےکشیدم ،
تو از درونش با آرزوےمن
بیرون مےآمدے…::
دیدگاه ها (۱)

نمـی دانـَمآلزایـمر بودی یا عـشق؟! از روزی کـه مُبتلایَت شُد...

به سلامتی کسی" که "وقتی بغلش کردم تمام تنم لرزید نه واسه خوش...

مےآیے....عاشق مےکنے..محو میشوے...تا فراموشت مےکنم ، دوباره م...

::هیس …حواس تنهایےام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده امبگو ک...

بقیشاو رو به اوبیتو که داشت توی چمدان را میگشت گفت.اوبیتو سر...

اول لعنت به تو و‌پدر و مادرت بعدشم تمام فتنه ها زیر سر شماها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط