پارت 3

پارت 3

پسره: تو کی هستی
ا.ت:من ا. تم حتما تو
جونگکوکی
کوک: بله اها تو همون
دختره ای که پدرم خریدتت
ا.ت: بله
کوک: چرا اومدی اتاق من
ا.ت:فکر کردم اتاق خودمه
کوک: یه لحظه وایسا
ا.ت:چیه
کوک: اسمت
ا.ت:گفتم که ا.ت
کوک: خو برو درم ببند
ا.ت: ایشش چه بداخلاق
رفتم تو اتاقم نشسته بودم
یکی اومد داخل
کوک: چه خبر
ا.ت:چی
کوک: چیکار میکنی
ا.ت:چی میخوای
کوک:بیا بابا گفت اینا
ماله تو
ا.ت: مرسی
کوک: وایی الان که دقت
میکنم چقدر زشتی
ا.ت: اَ برو بیرون دیگه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یک ساعت بعد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ا.ت
اجوما: خانم اقا گفتن
بیاین غذا
ا.ت: باشه الان میام
رفتم پایین
دیدم یه دختر و یه
مرد هم اونجا نشستن
جینز: این برادرم جیرو و
دخترش جینا
جیرو: سلام
دیدگاه ها (۱)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

پارت ۳

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط