سر جایش دراز کشید، کنار پنجره، پاهایش را بغل کرد و به گمش

سر جایش دراز کشید، کنار پنجره، پاهایش را بغل کرد و به گمشده اش اندیشید، کاری که خیلی ها قبل از خواب انجام می دهند، بی آنکه شخص دیگری متوجه شود.
دیدگاه ها (۱)

ادامه سناریو

برای رسیدن به موفقیت بعضی از مردم کاری می کنن که تو فکر کنی ...

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

ماه پنبه ای

Love you پارت چهارم« کوک از حموم در اومد یدون شلوارک پوشید م...

پارت اول/

#چانمین part:4بعد چند مین برای تنفس از هم جدا شدن، هر دو نفس...

بازم پارت۹(در عمق نگاه تو)کیریشیما با تعجب نگاهش می‌کرد.&:"ص...

پارت 2

قلبی در قلمرو دشمن — پارت یازده | «صبحِ فراموش‌نشدنی»نور کم‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط