نمیدانم چرا

نمیدانم چرا
این عقل
یقه ی دلم را
رها نمیکند ؟!
مگر تقصیر من است
که تو را
با دلم میخواهم و
با عقلم جور درنمی آیی ؟!
دیدگاه ها (۱)

خدای من، دلم در پرده‌های ظلمت پوشیده شده و جانم دچار کاستی گ...

خدای من، دلم در پرده‌های ظلمت پوشیده شده و جانم دچار کاستی گ...

زیبااا زیبایی!!! به دیدن دلم نمی آیی.!؟ من و شب و فراق وتنها...

🍂🍁 دلم رنگ پریده تر از #خزانشکننده تر از ساقه ی خشکیده ی درخ...

پارت ۲۷ — «پاکت مرموز»همه دور میز جمع شده بودن و به پاکتی که...

«پاییز هم از چشمِ تو الهام گرفتهبا هر نگهت جان و دلم کام گرف...

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

ولی من متوجه میشم تویی هم که نگاه میکنی میدونم متوجه ای .......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط