از سکوتم مینویسم تا بدانی خسته ام...

از سکوتم مینویسم تا بدانی خسته ام...
بی هوایت کنج پستو های غم یخ بسته ام...


بی تو بی تابی در این برزخ به جانم خیمه زد..
من هنوز این بغض را از رفتنت نشکسته ام...

با خیالت روزها را بی صدا سر میکنم...
بی تو دارم بی کسی را ،تازه باور میکنم..

از کلامم هر کسی شیدای ام را خوانده است..
داد که چشمانت مرا از هر نگاهی رانده است..


کاش بودی تا بهارم غرق بی رنگی نبود...
کاش در تقدیر ما دوری و دلتنگی نبود .
دیدگاه ها (۱)

دلم می خواهدمن باشم و یک خیابانِ خالی از حجمِنگاه های غریبهه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط