𝓹𝓪𝓻𝓽40
𝓹𝓪𝓻𝓽40
(اتو یونجون لباساشون سته یه لباس آبیه راه راهی از زیرم یه کراپ ازین کبریتیای سفید و شلوار کرم)
ویو بعد ناهار
ات: بچه ها بیاین کنسرت جدید کایو ببینیم
نامی: اَیش بازم کار
ات: پرنسس بیا ببینیم دیگه ناز نکن
نامی: بخاطر تو فقط
اعضا نشستن کنسرت کایو دیدن
ــــــــــــــــــ
کای یه تیکه از دنسو رفتو یقه لباسش یکوچولو اومد پایین(کل اینستا پر شده ولی اعضا اینستاشونو باز نکردن)
ته:اَ..اَت اون کار توعه
اعضا با تعجب به ات نگاه کردن
ات: امم آره
ـــــــــ
ات: خب تموم شد من برم بخوابم
ات رفت خوابید
نامی: بچه ها من یه ایده دارم ما فردا یه کنسرت داریم نه
شوگا: اره خب نقشت چیه
نامی: ببینین....*(اگه فک کردین نقشرو لو میدم کور خوندین)*
ـــــــفردا بعد کنسرت
اعضا اومدن خونه ولی نه تنها
ات: سلام بچه
اعضا:سلام ات
...: سلام(سرد)
ات: معرفی نمیکنین؟
نامی: امم ات این دوست دخترمه یونا یونا جان اینم اته
یونا: ات؟
نامی: آ....(اومد چیزی بگه که)
ات: عضو هشتمشونم(با حالت هم میخواد پز بده هم نمیخواد)(چش قرهه)
ات یه نگاه به جین کرد ازونا که نوبت توعه
جین: اینم یوری دوست دختر منه
شوگا: اینم چای وونه
هوپی: اینم بیناس دوست دختر من
جیمین: دن بیه
ته: دایونه عشق زندگیم
ات: چندش(زیر لب)
کوک: وینتز کسی که عاشقمه و عاشقشم
نامی: خب بریم بشینم
نسشتن
ــــــــــــ
کوک دستشو انداخته بود دور گردن وینتز
کوک: ات پاشو یه لیوان آب برام بیار
ات:(همچنان که تو گوشی بود)به من چه به عشقت بگو بیاره
وینتز:یعنی میخوای ددیم ازم کار بکشه دختره هرzه(دختره ه ر ز ه رو با داد گفت)
ات:اسم خودتو رو من نزار(همزمان که تو گوشی بود از اروم به بلند)
کوک: اروم باشین
یهو گوشیه ات زنگ خورد
ات: جانم؟
همه اعضا کنجکاو شدن کیه برگشتن ات رفت تو اتاقش بعد چند دقیقه برگشت تو حال باشه پس اماده میشم منم دوست دارم خدافظ...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
حمایت؟
(اتو یونجون لباساشون سته یه لباس آبیه راه راهی از زیرم یه کراپ ازین کبریتیای سفید و شلوار کرم)
ویو بعد ناهار
ات: بچه ها بیاین کنسرت جدید کایو ببینیم
نامی: اَیش بازم کار
ات: پرنسس بیا ببینیم دیگه ناز نکن
نامی: بخاطر تو فقط
اعضا نشستن کنسرت کایو دیدن
ــــــــــــــــــ
کای یه تیکه از دنسو رفتو یقه لباسش یکوچولو اومد پایین(کل اینستا پر شده ولی اعضا اینستاشونو باز نکردن)
ته:اَ..اَت اون کار توعه
اعضا با تعجب به ات نگاه کردن
ات: امم آره
ـــــــــ
ات: خب تموم شد من برم بخوابم
ات رفت خوابید
نامی: بچه ها من یه ایده دارم ما فردا یه کنسرت داریم نه
شوگا: اره خب نقشت چیه
نامی: ببینین....*(اگه فک کردین نقشرو لو میدم کور خوندین)*
ـــــــفردا بعد کنسرت
اعضا اومدن خونه ولی نه تنها
ات: سلام بچه
اعضا:سلام ات
...: سلام(سرد)
ات: معرفی نمیکنین؟
نامی: امم ات این دوست دخترمه یونا یونا جان اینم اته
یونا: ات؟
نامی: آ....(اومد چیزی بگه که)
ات: عضو هشتمشونم(با حالت هم میخواد پز بده هم نمیخواد)(چش قرهه)
ات یه نگاه به جین کرد ازونا که نوبت توعه
جین: اینم یوری دوست دختر منه
شوگا: اینم چای وونه
هوپی: اینم بیناس دوست دختر من
جیمین: دن بیه
ته: دایونه عشق زندگیم
ات: چندش(زیر لب)
کوک: وینتز کسی که عاشقمه و عاشقشم
نامی: خب بریم بشینم
نسشتن
ــــــــــــ
کوک دستشو انداخته بود دور گردن وینتز
کوک: ات پاشو یه لیوان آب برام بیار
ات:(همچنان که تو گوشی بود)به من چه به عشقت بگو بیاره
وینتز:یعنی میخوای ددیم ازم کار بکشه دختره هرzه(دختره ه ر ز ه رو با داد گفت)
ات:اسم خودتو رو من نزار(همزمان که تو گوشی بود از اروم به بلند)
کوک: اروم باشین
یهو گوشیه ات زنگ خورد
ات: جانم؟
همه اعضا کنجکاو شدن کیه برگشتن ات رفت تو اتاقش بعد چند دقیقه برگشت تو حال باشه پس اماده میشم منم دوست دارم خدافظ...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
حمایت؟
- ۷۸۵
- ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط