شاخا که باشد مردی.
شاخا که باشد مردی.
نخورد از من پشت دستی.
بر من و ایرانم جنگ خونین مگر.
خود عقب نشینی بگر.
من دستم با قلمم همیار.
نمیخواهم از این دنیا همکار.
تو نیز ای تهی دست بامن هستی هم بار.
هر که غلط شناسد و سخن بدایان بنامد.
بداند که برای خود پایانی از این دیار بخواند.
من با قلمم دل ها را میارنم.
خواهم نشست بر دل ها من بارانم.
بسیار زیادند خواهانم.
صدای عدالت ...من یه شاعرم
نخورد از من پشت دستی.
بر من و ایرانم جنگ خونین مگر.
خود عقب نشینی بگر.
من دستم با قلمم همیار.
نمیخواهم از این دنیا همکار.
تو نیز ای تهی دست بامن هستی هم بار.
هر که غلط شناسد و سخن بدایان بنامد.
بداند که برای خود پایانی از این دیار بخواند.
من با قلمم دل ها را میارنم.
خواهم نشست بر دل ها من بارانم.
بسیار زیادند خواهانم.
صدای عدالت ...من یه شاعرم
- ۶۸۰
- ۰۹ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط