شب ارزو ها. #ادام
شب ارزو ها. #ادامه_پارت_۱۷
" چ....چیشده
*متاسفانه...نشونه ای از تجـ.**.ـاوز پیدا کردیم
"چ.. چی
*متاسفانه
وقتی این خبر رو دادن..انگار کل دنیا روی سرم اوار شد
به زور اشکم رو نگه داشتم
خیلی زود خبر نگار ها جمع شدن جلوی بیمارستان
*میتونید برید خانم ات رو ببینید
" ممنونم
رفتم داخل دیدم روی تخت نشسته ساکت به یجا نگاه میکنه
کنارش نشستم
"ات....حالت خوبه؟
•(نگاه کردن بهش)
(گریه)
" عیبی نداره....همچی درست میشه (بغلش میکنه)
•.....
"اشکال نداره.....من بهت یه قولی میدم
من همیشه مراقبتم(دیالوگ)
•.....
ادامه دارد....
" چ....چیشده
*متاسفانه...نشونه ای از تجـ.**.ـاوز پیدا کردیم
"چ.. چی
*متاسفانه
وقتی این خبر رو دادن..انگار کل دنیا روی سرم اوار شد
به زور اشکم رو نگه داشتم
خیلی زود خبر نگار ها جمع شدن جلوی بیمارستان
*میتونید برید خانم ات رو ببینید
" ممنونم
رفتم داخل دیدم روی تخت نشسته ساکت به یجا نگاه میکنه
کنارش نشستم
"ات....حالت خوبه؟
•(نگاه کردن بهش)
(گریه)
" عیبی نداره....همچی درست میشه (بغلش میکنه)
•.....
"اشکال نداره.....من بهت یه قولی میدم
من همیشه مراقبتم(دیالوگ)
•.....
ادامه دارد....
- ۳.۳k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط