خدا کُنَد که کسی تیر اینچنین نَخورَد

خدا کُنَد که کسی تیر اینچنین نَخورَد

بدونِ دست به یک لشگر ِ لعین نَخورَد

سه شعبه تا که‌‌ رها شد نشستم و گفتم

خدا کند که به آن چشم ِ نازنین نَخورَد

بدونِ دستْ کسی که تَنَش پُر از تیر است

خدا کند ز بلندی فقط زمین نَخورَد

کنار ِ پیکرت افتاده استخوانِ سرت

خدا کند که کسی گُرز ِ آهنین نَخورَد

به رویِ دست زدم تا که دادمت از دست

بدونِ تو که کسی آب بعد از این نَخورَد
دیدگاه ها (۱)

یاحسینمـردم بسـاط گـریـه و مـاتـم بیـاوریـدوقتش شده که بیرق ...

یاحسینعاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اندبهرِ احیای محرم...

نـــام ســقا دیــــــده هــــا را خــوب گـــریـــان مــی کــ...

تشنه لب در آب رفتم این سخن با خویش گفتممن چگونه آب نوشم رهبر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

part : 43chapter : 2× با اون پسره ی عوضی میرقصی آره ؟ من امش...

سناریو جونگکوک

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_2ویو میرانور خورشید از لا...

Cieloپارت ۸از زبان جونگ کوکنمیدونم چراااا ولی از معامله شون ...

dark life = 15

فیک : بین راندها

Nine

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط