روی دستش " پسرش " رفت ولی " قولش نَه "

روی دستش " پسرش " رفت ولی " قولش نَه "

نیزه ها تا " جگرش "رفت ولی " قولش نَه "

این چه خورشید غریبی است که با حال نزار

پای " نعش قمرش " رفت ولی " قولش نَه "

شیر مردی که در آن واقعه " هفتاد و دو " بار

دست غم بر " کمرش " رفت ولی " قولش نَه "

هر کجا مینگری " نام حسین است و حسین "

ای دمش گرم " سرش " رفت ولی " قولش نَه "

میلاد باسعادت امام حسین (ع) مبارک
دیدگاه ها (۲۸)

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

روی دستش " پسرش " رفت ولی " قولش نَه "نیزه ها تا " جگرش "رفت...

روی دستش " پسرش " رفت ولی " قولش نَه "نیزه ها تا " جگرش "رفت...

روي دستش "پسرش" رفت ولي "قولش نه"نيزه ها تا "جگرش" رفت ولي "...

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"نیزه ها تا "جگرش" رفت ولی "...

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"نیزه ها تا "جگرش" رفت ولی "...

روی دستش "پسرش" رفت ولی "قولش نه"نیزه ها تا "جگرش" رفت ولی "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط