دست بردم به قلم

دست بردم به قلم

تا که شعری آید

زین هجوم کلمات

اشتیاق بیتی،که کند در تو اثر

ریشه میزد به سرا پای وجود

کاغذم لبریز است

نه به صد وزن و ردیف

رود جاری شده است

از فراوانی اشک،

چشم ها را گفتم

گریه را دیگر بس

خواهم از عشق نوشت

باز می گردد به دلم

طعنه، پاسخ دادند:

عشق را دیگر بس

دلنویسی مکن از قامت یار

سرخوش به کفن باش،که او

در دلش کاغذهاست
دیدگاه ها (۱)

فتحی ساسی شاعر تونسی

ساقی امشب باده از بالا بریزباده از خم خانه مولا بریزباده ای ...

حاج میثم مطیعی در عید فطر سال ۱۳۹۵ پیش از بیانات رهبر معظم ا...

روز دختر و پیشاپیش به همه دختران سرزمینم و دختر قشنگ خودم تب...

ﺑﻜﻦ ﭘﻴﺪامﻛﻪ دﻟﺘﻨﮕﻴﻢ واﺳﻪ ﭼﺸﻤﺎت ﻣﻦ و ﺗﻬﺮانﻣﺒﻴﻨﻴﻢ ﻋﻜﺴﺎﺗﻮ ﺧﻴﺲ ﻣ...

مثل سرزمینی هستی که دیگر نمی‌توانم به آن برگردم 🫠#میخواهم_زن...

💔💔🥀🥀

دوستت دارم💞و این را روزی هزارباربرایِ خودم تکرار می کنمو سر...

میگن عشقبه شدتشه نه به مدتش،اما من چند مدتیه به شدت دوست دار...

معین گوش کن لذت ببر 👌👌👏👏👏تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط