دخترک دو سه باری آمده بود مغازه

دخترک دو سه باری آمده بود مغازه
ولی محمود حرفش یک کلام بود.
حتی وقتی از پدرِ دختر کتک خورد، باز هم از حرفش کوتاه نیامد:
«ما به شما بی حجاب ها، چیزی نمی فروشیم»
شهید محمود کاوه
دیدگاه ها (۳)

سیب ها را زیبا به تصویر کشیدند؛اولی را کامل پوست گرفتند، طور...

با سرو وضع افتضاحی وارد اتاقم شد و از من درخواست یک نامه کرد...

دخترک دو سه باری آمده بود مغازهولی محمود حرفش یک کلام بود.حت...

چادر مشکی توبرایت امنیت می آوردخیالت راحت،گرگ ها همیشه به دن...

#چند_خاطره🔸چند روایت کوتاه از زندگی شهید محمود مظاهری🌼 #مبار...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۳ خدمه همانطور که با حوصله گره مو...

🚩 کفار به اندازه ای در اعتقاد باطل خودشان، سفت و سخت هستند ک...

کفار به اندازه ای در اعتقاد باطل خودشان، سفت و سخت هستند که ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

P²سه دختر هنوز جلوی خانه‌ی چه‌یون ایستاده بودند.یورا با ترس ...

( Blue Side )

#چندخاطره🔸بُرش‌هایی از زندگی سردار شهید رضا ابوطالب‌زاده سرا...

عشق مافیا:)))پارت پنج فلش بک به توی خونه: ات کمی خسته و گشنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط