با جرعه ای ز بوی تو

با جرعه ای زِ بوی تو
از خویش می روم
آه ای شرابِ کهنه
که در ساغری هنوز...


#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۱)

گلی از شاخه اگر می چینیمبرگ برگش نکنیمو به بادش ندهیملااقل ل...

هر لحظه ‌ی همراهی ما خاطره ای بوداما تو به یک خاطره پیوستی و...

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای «قلب» مرا برده...

لحظه های دوری رابا ساعت شنی می شمارمیک صحـــــرا گذشته است.#...

ای یاد دوردست که دل می‌بری هنوزچون آتش نهفته به خاکستری هنوز...

نسیم خاک کوی تو ، بوی بهار می دهدشکوفـه زار روی تـو ، بوی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط