پارت 1

پارت 1

ا.ت
ا.ت:(با گریه) واقعا چطور
تونستین بخاطر اینکه پول گیرتون
بیاد همچین کاری کنید
م:(مامان ا.ت) ما مجبوریم
دخترم
ا.ت: نه مجبور نیستین
م: نمیتونیم ازت به خوبی
مراقبت کنیم تورو میفرستیم
اونجا
ا.ت: من نمیخوام
پ:(پدر ا.ت)
پ: گوش بده ما پول خورد و
خوراک خودمون هم نداریم
چه برسه بخوایم نیاز های
تورو برطرف کنیم الان که
میان میبرنت ببین ما تورو
فروختیم به اونا
ا.ت: واقعا خیلی بدین
یه ماشین سیاه خفن اومد
چند نفر پیاده شدن
گفتن: شما باید با ما
بیاید
ا.ت: نه من نمیام
منو با زور بردن تو ماشین
گذاشتن
ا.ت: ولم کنید از
جونم چی میخواید
یه مرده:ساکت تو دیگه
دختر مایی
ا.ت: آقا چیمیگی
مرده: به من نگو آقا من
من اسمم جئون جینز
ا.ت: حوصله ندارم
جینز: دخترم چه اتفاقی
افتاده
ا.ت: به من نگو دخترم
من دخترت نیستم
جینز: باشه اسمت
ا.ت: ا.ت
جینز: اسم قشنگیه
چند سالته
ا.ت: ۱۷
جینز: من یه پسر
دارم ۱۹ سالشه
ا.ت: چی پسرم دارین
جینز: بهتره درباره خودم
بهت بگم من خودم ۳۹سالمه
ا.ت: یعنی ۲۰سالت بوده
یه پسر داشتی

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۲)

پارت2جینز: بله همسرم چهار ساله پیشفوت کرده و الان تو یه شرکت...

پارت 3پسره: تو کی هستیا.ت:من ا. تم حتما توجونگکوکیکوک: بله ا...

بازم سلام یه چیز دیگه هم میخوام بگم از فردا فیک جدیدمو میزار...

سلامی دوباره خواستم بگم این فیک هم تموم شد چطور بود حتما نظر...

آتیشی که از بارون شروع شد part28ویوی ا. تماشین از شهر خارج ش...

عشق زیر نور ماه | قسمت ۳

Love in the dark⑦⑨ا/ت: چی؟ بچمم بچممم چانهی: ا/ت من برات توض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط