پشت این پنجره ها وقتی بارون میباره وقتی آهسته غروب تو خون

پشت این پنجره ها وقتی بارون میباره وقتی آهسته غروب تو خونه پا میذاره وقتی هر لحظه نسیم توی باغچه ها میادتوی خاک گلدونا بذر حسرت میکاره وقتی شبنم میشینه رو غبار جاده هاوقتی هر خاطره ای تورو یادم میاره وقتی توی آینه خودمو گم میکنم میدونم که لحظه هام رنگ آبی نداره تازه احساس میکنم که چشام بارونیه پشت این پنجره ها داره بارون میباره تازه احساس میکنم که چشام بارونیه پشت این پنجره ها داره بارون میباره.
دیدگاه ها (۳)

تکپارتی

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۳: «شب بارونی» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: آپار...

پارت ۱۷ : خب فکر کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

پارت شش

درخواستی

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۰: گفتگوی آخر شبخونه سوآ کم‌کم داشت ساکت ...

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط