#Strawberrywhiskey

#Strawberrywhiskey
#IU
PART:2

قطره های اشک جیمین روی زمین فرود میومدن.

جیمین: نه، اخه.. اخه مگه من چیکارت کردم؟

یونگی: هه چیکار کردی؟!

جیمین: ا... اره چیکار کردم؟!

لحن یونگی از اروم و خونسرد به عصبی تغییر کرد و غرید.

یونگی: بخاطر توی لعنتی محموله به باد رفت(عربده)

گریه جیمین با عربده یونگی شدت گرفت.

یونگی اروم ساعت فول بلکشو در اورد کنار کتش گذاشت و استین لباسشو بالا زد.

خونسرد شـــ... لاقی مشکی رنگ برداشت و رو بـ//دن بر//هنه جیمین کشید.

جیمین: خوا... خواهش میکنم این کا... کارو نکن!

بونگی نیشخندی زد و اولین ضربه رو رو بـ//دن جیمین فرود اورد.با حس سوزشی وصف ناپذیر نـ//اله جیمین به اسمون رفت. لـ//بشو جوری گاز گرفت که نزدیک بود پاره بشه.

یونگی: این تازه شروعشه (نیشخند)

بعد از خوردن ضربه56 به پوست سفید جیمین که حالا سرخ شده بود، جیمین دیگه توانی نداشت و از حال رفت. یونگی راضی از کاری که کرده شـ//لاقو رو زمین پرت کرد و پسرک مو صورتی رو تو اتاق تاریک تنها گذاشت.

(ساعت 12)

صدای تیر کل منطقه رو گرفته بود،(جونگ: رقیب یونگی) جونگ به عمارت مین یورش برده بود.

این صدای بلند باعث میشد جیمین با درد و سختی پلکاشو از فاصله بده.
دیدگاه ها (۱)

#Strawberrywhiskey #IU PART:3جیمین با شنیدن صدای تیر و تفنگ ...

#Strawberrywhiskey #IU PART:4رانگ و چند نفر وارد اتاق شدنو پ...

#Strawberrywhiskey#IUPART:1داستان ما از تریا، کافه ای تو قلب...

سلام قشنگام هنوز امگای سرکش نمیزارم فیک جدید میزارم خوبههههه...

پارت 10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط