💜 عشق مریضی واگیر دار 🤍✨

💜 عشق مریضی واگیر دار 🤍✨
ادامه یpart 25🤍✨
جیوو:بله آقای جئون چی فک کردی خواهرم از هر انگشتش هزار تاهنر می‌ریزه آشپزی ک چیزی نیست
تهیونگ: پس چرا تا حالا واسه من غذا درست نکردییی
یونا:خب همیشه خاله مین هو غذا درست میکرد تو خونه ولی جایی ک با دخترا می‌رفتیم چون فقط من بلد بودم غذا درست کنم درست میکردم اونا میگن دست پختم خوبه
تهیونگ: واقعا چرا تاحالا دست پخت خواهرمو نخوردم 🤦🏼
کوک:اوووو پس عشقم اشپزیشم خوبه خب دیگه من کی بیام خواستگاری!!؟؟
تهیونگ:کوک جان داداشم خفه شو هنوز خیلییی زودهه
کوک: یااا زنمو بدین من ببرم دیگه
تهیونگ:نمیدم خواهر خودمه برو بابا
نامجون و یونا:کافیههههه
یونا:بابا انقد سر ویزای الکی بحث نکنین توروخدا مگه بچه ایننن
نامجون: تهیونگ.. کوک یه بار دیگه دعوا کنین من می‌دونم با شما
کوک:خب هیونگ زنمو نمی‌ده ببرم
تهیونگ: زنت نیست دوست دخترته
کوک:بالاخره ک چی زنم میشه
یونا:نه نمیشم
کوک و ته:چیی😳
یونا :اگه بخواین همینجوری دعوا کنین و حسودی کنین هم زن تو نمیشم هم از پیش تو میرم
ته:یا مگه شوخیه بیا اینجا ببینم
کوک:تو غلط کردی زن من نشی
بعدم من میدوییدم کوک و تهیونگ هم از پشت سرم ولی بهم رسیدن و کلی قلقلکم دادن ک دیگه داشتم ج~ر میخوردم (حال کن اصن جر رو چجوری سانسور کردم😂🤦🏼)
خلاصه ک رفتیم یکم راه بریم تا مسابقه و برنامه ها شروع بشه.....
(تا پارت بعد بدرود 🖐🏻)
دیدگاه ها (۵)

Iove and the moonPart40به خونه رسیدم یونا: من اینجور فکر میک...

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

پارت۸|بازی بدون بازگشتکوک: بستنی بخوریم؟ته: بخوریمجین: شما ر...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p15 کوک: باشهته د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط