امشب دوباره بر سَرَم عالم خراب شد
امشب دوباره بر سَرَم عالم خراب شد
حافظ گریست صفحه ی فالم خراب شد
ابرِ سیاهِ خاطـره شب را فـرا گرفت
آهم به عرش رفت هِلالم خراب شد
چشمم به یادِ چشمِ شرابیت باده ریخت
بر "لب" رسید باده و حالم خراب شـد
در "من" امید بود کنار "تو" "ما" شوم
افسوس آرزوی وصالم خراب شد
دیگـر نگو برای چه بیدار مانده ام
رویای خوبِ خواب و خیالم خراب شد
من چشمه ام که راهیِ مردابِ غم شدم
در راهِ عشـق آبِ زلالـم خـراب شـد
حافظ گریست صفحه ی فالم خراب شد
ابرِ سیاهِ خاطـره شب را فـرا گرفت
آهم به عرش رفت هِلالم خراب شد
چشمم به یادِ چشمِ شرابیت باده ریخت
بر "لب" رسید باده و حالم خراب شـد
در "من" امید بود کنار "تو" "ما" شوم
افسوس آرزوی وصالم خراب شد
دیگـر نگو برای چه بیدار مانده ام
رویای خوبِ خواب و خیالم خراب شد
من چشمه ام که راهیِ مردابِ غم شدم
در راهِ عشـق آبِ زلالـم خـراب شـد
- ۳۶۷
- ۰۱ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط