می آیی

می آیی
یک شب
رو به آسمان دراز بکشیم
تو ماه را رصد کنی
من چشمان ماهت را ؟

می آیی
گم شویم میان تاریکی شب ؟
تو ستاره ها را بشماری
من گیسوان کهکشانی ات را ؟

راستی 
وسط رویاهایمان خوابت نبرد ؛
چشمان ماهت را که ببندی
من و ستاره ها 
باهم
خانه خراب می شویم
دیدگاه ها (۴)

به دنبال کسی هستم دردم را دوا باشد!میان خسته گی هایم صدای آش...

آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیمدر آتش و یخبندان، داغیم...

گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت غرق محال می شوم ، خام دوباره...

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذ...

لب‌ها می‌لرزند. #شب می‌تپد، جنگل نفس می‌کشد.پروای چه داری، م...

ستاره‌ای در میان تاریکی پارت ۲۸ ادامه 🌌دختر درمان گر: ای وای...

پارت ۱۲ : شب حمله

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط