یادها انبوه شد

یادها انبوه شد
در سرِ پر سرگذشت
جز طنین خسته‌ی افسوس نیست
رفته ها را بازگشت...
#هوشنگ_ابتهاج


#خاص
دیدگاه ها (۵)

مادربزرگگم کرده‌ام در هیاهوی شهرآن نظر بند سبز راکه در کودکی...

سـلامـتـی اونـی کـه . . .۲۴ سـاعـتـه بـرامـون کـار کـردحـقـو...

حیاط‌های قدیمیو بند رخت‌هایی که این سر حیاط رو به اون سر حیا...

. به جوانمرد گفتند: از اين دنيا چه با خود ببريم كه آنجا نباش...

💙چه پنجشنبه جمعه‌هایی که خونهمادر‌بزرگ وسایل بازیمون اینا بو...

بامدادان که کبوترهابر لبِ پنجره‌ی بازِ سحر غلغله می‌آغازند،ج...

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط