قصهٔ تلخی‌ست شاعر باشی و با شعر خود

قصهٔ تلخی‌ست شاعر باشی و با شعر خود

نازنینت را خودت معشوقهٔ مردم کنی!!

ارس آرامی
دیدگاه ها (۰)

آخرین باری که من دل را به دریا می‌زدمماهی از تُنگش صدا زد، ع...

چهارشنبه وقتی غمگین می‌شود که هنوز تلخی چهار تا شنبه که در ن...

عاشق بیچاره از معشوقه ات خون شد دلت؟!نوش جانت، دنده ات نرم، ...

گویی از تقدیر تلخم باخبر بودم ز پیشمادرم می‌گفت من مشکل بدنی...

لیلی غزل نابی می شوم که شاعر،شعر مجنونش تو باشی...انیس عزیز...

شاید نوبت تو،همین امروز باشد…گاهے فقط یڪ اثر ڪافی‌ست ،یڪ شعر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط