فقیری به ثروتمندی گفت:

فقیری به ثروتمندی گفت:
اگر من در خانه ی تو بمیرم،
با من چه می کنی؟

ثروتمند گفت:
تو را کفن میکنم و به گور می سپارم.

فقیر گفت:
امروز که هنوز هم زنده ام، مرا پیراهن بپوشان، و چون مُردم، بی کفن مرا به خاک بسپار ....!

حکایت بالا حکایت بسیاری از ماست؛
که تا زنده ایم قدر یکدیگر را نمیدانیم ولی بعد از مردن هم، میخواهیم برای یکدیگر سنگ تمام بگذاریم.
دیدگاه ها (۱)

آن سرو ناخلف که تبر شد زما نبودما را زمانه گر شکند ساز می شو...

چوپانی ماری راازمیان بوته های آتش گرفته نجات دادودرخورجین گذ...

شب که میشود همه ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ؛ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺧﻮﺍﺏﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﯽ ﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭﻣﻨﺪﯾﻢ .....

صبور مثل سنگسرسخت مثل ابریشمآهسته مثل صبح.صبورسرسختآهستهبرای...

فقیری به ثروتمندی گفت:اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می...

#حکایت فقیری به ثروتمندی گفت:اگر من در خانه ی تو بمیرم، با م...

فقیری به ثروتمندی گفت:اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می...

فقیری به ثروتمندی گفت:اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می...

فقیری به ثروتمندی گفت:اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می...

️فقیری به ثروتمندی گفت:اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه م...

فقیری به ثروتمندی گفت:اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می...

فقیری به ثروتمندی گفت:اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می...

فقیری به ثروتمندی گفت:اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط