هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره می کرد، بیشتر محو زیبای

هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره می کرد، بیشتر محو زیبایی اش می شد.

دستش را دراز کرد تا در اختیار بگیرد...



ولی خارها مزه درد را به او چشاندند تا دریابد



اگر حفاظی برای گل نبود، چنین با طراوت و زیبا نمی ماند.
دیدگاه ها (۴)

تازه با هم رفیق شده بودیم، خیلی با محبت و بی غل غش بود.با ای...

تو تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده اش توی اتوبوس نشسته ...

درد دل مامان خوبم می دونم خیلی دوستم داری دوست داری من ...

امام علی - علیه السّلام - فرمود: در بدن عضوی كم سپاس تر از چ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁸تهیونگ چند ثانیه فقط به ...

Beauty and the Beast...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط