خَم به اَبرو میبری، جانم به قربانت رَود...

خَم به اَبرو میبری، جانم به قربانت رَود...
ناز مَکن جانِ دلم، دل را به یَغما میبری!



#مریم‌میرزایی
#شعر
#یاس‌گُل
دیدگاه ها (۰)

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

تقدیم به ساحتِ مقدسِ جانانم:🫂🧿🌐بایدبه تو تقدیم کنم جان و تنم...

عاشقانه های شبنم

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

۲۰ مهرماه، روز بزرگداشت حافظ گرامی باد 🪷نیست در شهر نگاری که...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط