سوار تاکسی شده بودم راننده داشت از تجربیاتش میگفت منم انگ

سوار تاکسی شده بودم راننده داشت از تجربیاتش میگفت منم انگشتم رو چرپ چرپ میزدم رو داشبورد برگشت گفت: چیکار میکنی؟
گفتم:
.
دارم لایک میکنم!
هیچی دیگه زد بغل پرتم کرد پایین!
فکر کنم کامنت نذاشتم دلخور شدمرتیکه ی بوقلموووو
خهخه
دیدگاه ها (۵)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 188♡⁠。⁠)⁩قاشق ق...

نام رمان (عشق میان ما

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part31نفس عمیقی کشیدمو رو تخت نشستم دلم خیلی ...

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط