عشق و نفرت پارت

(عشق و نفرت) پارت ۱

(بالا مقام هارو با + مقام های متوسط × و پایین رده ها ^)

× : رئيس کتابی که می خواستید رو براتون پیدا کردم

لوشین : اوه ممنون بدش من

× : بفرمایید

لوشین : هنوز نتونستید نویسندش رو پیدا کنید

× : بله ما پیداش کردیم

لوشین : الان کجاست می خوام ببینمش

× : در حال حاضر قرار در جایی رمان هاش رو برای ترفتار هاش امضا کنه

لویشن : همین الان باید بریم اونجا

× : اما رئیس

لویشن : اما و اگر نداریم همین الان باید بریم

× : چشم

........................................................

لارا : سلام به شما می تونم اسمتون رو بپرسم ؟🙂

لویشن : من لویشن هستم بانو

لارا : خجالتم ندید اختیار دارید بفرمایید اینم امضا

لویشن : میتونم اسمتون رو بپرسم اخه رو جلد کتاب هاتون نیست

لارا : من لارا هستم

لویشن : امیدوارم دوباره ببینمت لارا

لارا : حتما

لویشن : با اجازه

لارا : خدا نگهدار

لویشن : هیی اونو بهش چسبوندی‌ ؟

× : بله قربان بفرمایید اینم دستگاه ردیابی

لویشن : خوبه حالا هر جا بره میفهمم

ادامه پارت بعد 🌙✨️
چطور شده تاحالا جز باکودکو چیز دیگه ای ننوشتم 🫠
دیدگاه ها (۴۴)

میشه پیجش رو دنبال کنید ؟🐱💖@989339_9727

(شاهزاده و شوالیه) پارت‌ ۱۶ایزوکو : یعنی ازم بدت نمیاد باکوگ...

عررررررر ۲۰۰ تاییییییی لیلیلیلیییی🥳🎉🎊

عشق رمانتیک من❤️😎پارت ۵۸رفتیم تو که بلافاصله لارا در و بست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط