در نگاهت رنگ آرامش نمایان می شود

در نگاهت رنگ آرامش نمایان می شود

آه می ترسم که دارد باز طوفان می شود

 

آرزوهایم ،همین کاخی که برپا کرده ام

زیر آن طوفان سنگین سخت ویران می شود

 

خوب می دانم که یک شب در طلسم دست تو

دامن پرهیز من تسلیم شیطان می شود

 

آنچه از سیمای من پیداست غیر از درد نیست

گرچه گاهی پشت یک لبخند پنهان می شود

 

عاقبت یک روز می بینی که در میدان شهر

یک نفر با خاطراتش تیر باران می شود



# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

زیبای من! آیینه ی تنها     شدنم باش    انگیزه ی وابسته به دن...

من از ندامت فردای اشتباه پُرمز من کناره بگیرید کز گناه پُرم ...

ببین در سطر سطر صفحه ی فالی که می بینمتو هم پایان تلخی داری ...

ردیف این غزل دشوار می شد با بیندازم    !ولی با وامی از چشم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط