چای دم کن با محبت میهمانت میشوم

چای دم کن با محبت میهمانت میشوم
من همان قند دو پهلوی لبانت میشوم
در دل تنگم عجب جا کرده ای جانان من
گر بخواهی در دل تنگ تو ...جانت میشوم
یک اشاره از تو بنیاد دلم را میکند
گر تو خواهی بهتر از جان جهانت میشوم
ناز کم کن من که گفتم میخرم ناز تو را
آنقدر میخواهمت آهو. ...شبانت میشوم
شب شدی تو ماه تابانم. ..روز خورشید منی
مهربانی دیدم از تو ..مهربانت میشوم
چشمه ی عشقی که میجوشی درون سینه ام
حکم دریایی و من آب روانت میشوم
گفته بودی دوست داری یک نفر مهمان کنی
چای دم کن با محبت میهمانت میشوم
دیدگاه ها (۲۴)

.

.

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنیبی خبر از این و آن شیدای شیدای...

تمام وسعت قلمرو احساسمبرای تو !می تپد…همان قلبم را می گویمگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط