رمان ماه زیبای من پارت
رمان ماه زیبای من پارت⁴
*۵ دقیقه بعد مدرسه تعطیل می شود*
آنیا:خداحافظ بکی!
بکی:خداحافظ آنیا
لوید:سلام آنیا،مدرسه چطور بود؟
آنیا:خوب بود
*آنیا و لوید به خونه میروند*
یور:سلام خانم آنیا
آنیا:سلام مامانی
یور:مدرسه چطور بود؟
آنیا:خوب بود
*یور لبخند می زنه*
آنیا:مامانی ناهار چی داریم؟
یور:من غذای مورد علاقه ات رو درست کردم
آنیا:آخ جون مرسیی مامانیی
یور:خواهش می کنم دخترم
*آنیا غذا رو می خوره*
آنیا:وای مامانی خیلی خوشمزه س
یور:خواهش می کنم دخترم
آنیا:مامانی خیلی دوست دارم
پایان پارت چهارم تا پارت بعد منتظر بمونید💚
*۵ دقیقه بعد مدرسه تعطیل می شود*
آنیا:خداحافظ بکی!
بکی:خداحافظ آنیا
لوید:سلام آنیا،مدرسه چطور بود؟
آنیا:خوب بود
*آنیا و لوید به خونه میروند*
یور:سلام خانم آنیا
آنیا:سلام مامانی
یور:مدرسه چطور بود؟
آنیا:خوب بود
*یور لبخند می زنه*
آنیا:مامانی ناهار چی داریم؟
یور:من غذای مورد علاقه ات رو درست کردم
آنیا:آخ جون مرسیی مامانیی
یور:خواهش می کنم دخترم
*آنیا غذا رو می خوره*
آنیا:وای مامانی خیلی خوشمزه س
یور:خواهش می کنم دخترم
آنیا:مامانی خیلی دوست دارم
پایان پارت چهارم تا پارت بعد منتظر بمونید💚
- ۲.۱k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط