حال من حال و روز خوبی نیست

حال من حال و روز خوبی نیست
خسته ام، خسته او نمی فهمد
این طبیعی ست ببر زخمی را
ببرِ روی پتو نمی فهمد


بین ما مرز درد فاصله بود
مثل یک رشته کوه پیوسته
مثل یک صهیونیست غمگین که
به زنی توی غزه دل بسته


زندگی در لباس شعبده باز
سر گرفت و کلاه را پس داد
در ازای جهان رنگارنگ
دست اخر سیاه را پس داد


من به پایان خویش معترفم
جفت پرواز او نخواهم شد
من همین جوجه اردک زشتم
حتم دارم که قو نخواهم شد


خسته ام مثل تیربار از جنگ
مثل تیغ غلاف گم کرده
مثل مردی که نصف دینش را
در میان طواف گم کرده


حال من حال تخت جمشید است
حال یک مرزبان ایرانی ست
آخرین تیر آخرین سرباز
آخرین لحظه قبل ویرانی ست


ترس قبل از شکست را تنها
مرد در حال جنگ می فهمد
حال یک کوه رو به ریزش را
اولین خرده سنگ می‌فهمد


زندگی! روزهای خوبت هم
مثل این شعر، تلخ و دلگیرند
قبل رفتن فقط بلندم کن
شاعران ایستاده می میرند
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

قسمت۳:سکوتِ پشتِ نقابصبح زود، جی-وو با چشمانی پف‌کرده و خسته...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۵ صبح آرامی بود. نو...

...حال من حال و روز خوبی نیست خسته ام، خسته، او نمی فهمداین ...

حال من حال و روز خوبی نیست خسته ام، خسته، او نمی فهمداین طبی...

حال من حال و روز خوبی نیست خسته ام، خسته او نمی فهمداین طبیع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط