دیشب ساعت ۲که داشتم میومدم خونه یه تابلودیدم نوشته بود مس

دیشب ساعت ۲که داشتم میومدم خونه یه تابلودیدم نوشته بود مسلمان نیس کسی که سیرباشد درحالی که همسایه اش گرسنه باشد منقلب شدم اومدم همه زنگاروزدم گفتم اگه گرسنه ای بیابخور بیشترشون فحش دادن یکیش گفت بده بابات بخوره ملت بی اعصابنا والا
دیدگاه ها (۶)

مورد داشتيم تو علايقش نوشته:غذاي مورد علاقه ام استيک آبدار ب...

دختره تعريف ميکردخواستگار برام اومده بودمنم کلاس گذاشتم گفتم...

رازهایت را به دو کس بگو :"خودت وخدایت ". در تنگنا به دو چیز ...

لبخند تو را چند صباحی است ندیدم، یکبار دیگرخانه ات آباد بگو ...

پارت دوم ( آسانسور عشق ) امروزم دادگاه داشتم با یکی از موکلا...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

دختر تنها{3}

فیک تهیونگ مافیایی

رومان عشق مافیا پارت 23 از زبان ا/تآجوما از پشت در داد میزد ...

پارت جدید .. میگذرد ..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط