عشقی دوباره²
عشقی دوباره²
p¹
"۶ ماه بعد"ویو کوک"
توی این ۶ ماه کلی اتفاق افتاد
مثلا...
کات کردن منو یونا...
یا...
ما...مافیا شدن من...آره من مافیا شدم
وقتی فهمیدم یونا اون عکسا رو بخاطر کات کردن منو ا.ت میخواسته باهاش کات کردم
اونم هی خرج میکرد
تویه این ۶ ماه یه مافیا شدم
کلا تغییر کردم...دلمم هوای ا.ت رو کرده...م...من نباید اون شب بهش سیلی میزدم
عذاب وجدان گرفتم...پس حدودا ۱ ماهه دنبال ا.ت میگردم ولی هنوزم پیداش نمیکنم
از همون روز اول که کات کردم میدونستم یونا دروغ میگه
و...ولی تند رفتم
این چند روز رد ا.ت رو زدم و فهمیدم خونشون رو عوض کردن
یعنی ا.ت با کسیه
منو فراموش کرده
با موتورم به سمت خونشون حرکت کردم
کلاهم رو درآوردم و روی موتور گذاشتم
آیفون رو زدم
دوباره...
یه بار دیگه زدم ولی انگار کسی نبود
به طور محسوس رفتم داخل
از بالا صدای آب میومد
رفتم بالا توی اتاق که صدای آب میومد که خانومی رو دیدم
مسن بود...انگار خدمتکار اینجا بود
@...
p¹
"۶ ماه بعد"ویو کوک"
توی این ۶ ماه کلی اتفاق افتاد
مثلا...
کات کردن منو یونا...
یا...
ما...مافیا شدن من...آره من مافیا شدم
وقتی فهمیدم یونا اون عکسا رو بخاطر کات کردن منو ا.ت میخواسته باهاش کات کردم
اونم هی خرج میکرد
تویه این ۶ ماه یه مافیا شدم
کلا تغییر کردم...دلمم هوای ا.ت رو کرده...م...من نباید اون شب بهش سیلی میزدم
عذاب وجدان گرفتم...پس حدودا ۱ ماهه دنبال ا.ت میگردم ولی هنوزم پیداش نمیکنم
از همون روز اول که کات کردم میدونستم یونا دروغ میگه
و...ولی تند رفتم
این چند روز رد ا.ت رو زدم و فهمیدم خونشون رو عوض کردن
یعنی ا.ت با کسیه
منو فراموش کرده
با موتورم به سمت خونشون حرکت کردم
کلاهم رو درآوردم و روی موتور گذاشتم
آیفون رو زدم
دوباره...
یه بار دیگه زدم ولی انگار کسی نبود
به طور محسوس رفتم داخل
از بالا صدای آب میومد
رفتم بالا توی اتاق که صدای آب میومد که خانومی رو دیدم
مسن بود...انگار خدمتکار اینجا بود
@...
- ۲.۳k
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط