قاتل جذاب من

قاتل جذاب من
p2
ت.ه:خوب يجوري ميدونم يه دستمال بهم بده
ا.ت به ته ته يه دستمال داد و يك لحظه بهش باترديد نكاه كرد و رفت بشت ميز وي صندلي نشست تا مشتري بعدي كه يهو صاحب كافه از راه رسيد با اعصبانيت به سمت ا.ت رفت و زد تو كوش ا.ت و كفت:دختره هرزه جطور تونستي با مشتري ها انقدر بد رفتار باشي هااا<عربده>
ا.ت:م..م.ن كككك.ا....رييي ..ن.ن.كرحق نكردم<افتاد رزي زمين عقب عقب رفت و باترس و كريه كفت>
صاحب كافه:حالا يجوري ميزنمت كه دروغ نكي
جونكوك و تهيونك جلوي مرده رو كرفتند و يه دل سير زدندش
ج.ك:به جه جراعتي روش دست بلند ميكني<داد>

صاحب كافه: به تو جه مرتيكه

ته:خفه شو از اين به بد درست باهاش صحبت ميكني!!!

يه مشت ديكه بهش زدند

صاحب كافه:باشه باشه غلط كرم
مردو ول كردند و ا.ت هنوز داشت كريه ميكرد

ج.ك:هي اروم باش تموم شد كسي كاريت نداره

ا.ت:م...م...مممننننوحقق نم
ت.ه:بايد برامون جبران كني جان ا.ت

ا.ت:ججج..ييي جطوري

ج. ك:فردا ميفهمي.حالاهم برو خونتون

ا.ت:نميتونم

ج.ك:اونوقت جرا؟

ات:چون اكه برم دوباره شر به با ميكنه

ت.ه:گفتم برو{داد}

ا.ت ترسید و گفت چشم واز اونجا رفت خونشونو تهیونگ و جونکوک ا.تو تعقیب کردند
دیدگاه ها (۲)

قاتل جذاب من

سناریو

قاتل جذاب من ...

وقتي بالباس باز ميري بار و تا دير وقت بر نميكردي ...

م‍‌ن ان‍‌ق‍‌در بل‍‌د ب‍‌ودم ک‍‌ارات‍‌و #ت‍‌لاف‍‌ی ک‍‌ن‍‌م ؛ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط